پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_یکی از ویژگی های پیامبران الهی این است که خداوند آنها را مایه رحمت و مودت و صلح و صفا عالمیان قرار داده است و طبق فرمایش قرآن کریم پیامبر گرامی اسلام رحمة للعالمین معرفی شده است .  [1]

از دیگر ویژگی های پیامبران الهی که در همه ی آنها مشترک بوده است دوری از دنیا و مادیات و زخارف دنیوی میباشد و هیچکدام از انبیای الهی در قبال این کار بزرگ و رسالت سنگین نبوت از هیچکس درخواستی نداشته ، چنانچه خداوند از قول پیامبر گرامی اسلام هم میفرماید : قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی  [2] و همیشه زاهد ترین فرد جامعه بودند  .

در مقابل پیامبران الهی افرادی بودند که به دروغ مدعی مقاماتی میشوند و برای رسیدن به مقاصد خود و تحمیق هر چه بیشتر مردم از تمام وسایل استفاده میکنند تا بیشتر بتوانند کیسه خود را پر کنند

یکی از این افراد دروغگو علیمحمد باب شیرازی میباشد که با کمک استعمار روس به همراه مواد مخدر در خالت نئشگی مدعیاتی پیدا کرده و خود را دارای مقام نبوت معرفی میکند ، این پیامبر نما برای اینکه بتواند قدرت یافته و در مقابل حکومت آن روز قد علم کند ، برای خود امتیازاتی را قائل میشود تا مردم بخشی از اموال خود را به او بدهند تا بدین نحو بتواند مدعیات خود را تکمیل و قدرت مقابله با حکومت را نیز فراهم کند.

او و پیروانش در ابتدای شروع مدعای خود به جنگ هایی علیه مردم و حکومت دست زدند و به قتل و غارت اموال مردم مشغول شدند ، و نمونه های آن در جنگ قلعه ظبرسی و بدشت و زنجان چنانچه در منابع بابی و بهایی ذکر شده میباشد که به دزدی اموال مردم مشغول شدند و برای اینکه در منظر مردم مدعی نیابت و رسالت و الوهیت به دزدی مشهور نشود روش دزدی خود را تغییر میدهد و با صدور دستوراتی به دزدی خود رنگ و لعاب میبخشد .

او برای پیروان خود فرایضی را واجب میکند که به موجب آن برای خود و جانشین وی که بعدا ظهور میکند، امتیازی را جعل میکند تا از هر چیزی بهترینش نصیب آنها شود  ، از آن جمله در باب سابع از واحد خامس می‏گوید: خداوند اذن فرموده که در هر ارضی هر شئی نیکوئی هست، مؤمنین به بیان تحصیل نموده ، لعل یوم ظهور حق (باب و بهاء) شیئی به محضر مالک وجود خلق رسد که محبوب او افتد .

او همچنین برای اینکه بتواند به بهتربنها دست بیابد در جای دیگری تقسیم بندی جالبی کرده و سایر کاسه لیسان و پاچه خواران خود را هم به نوایی میرساند .  در باب رابع از واحد ثامن گوید:  ان کل شیئ اعلاه للنقطه و اوسطه للحروف الحی و ادناه للخلق.

او همچنین برای افرادی که به سنگ های زینتی دسترسی دارند هم فرمان میدهد تا بخشی از اموال خود را به او بدهند  . در باب خامس از واحد ثامن میگوید :فرض علی من یقدر ان یأخذ ثلث الماس عدد البسم و اربع لعل اصفر عدد الله و دسته زمرد عدد الامنع  و دسته یاقوت عدد الاقدس ان مأخذا و بسلم من یظهره الله و حروف الحی فی یوم ظهور هم ملخص.

امر شده که در یوم ظهور باب تا ظهور دیگر (بهاء) هر نفسی که مقتدر باشد بر سه قطعه الماس و چهار قطعه لعل اصفر و شش قطعه زمرد اخضر و شش قطعه یاقوت احمر در نزد او تشابه به واحد اول از باب اول بیان که به بسم الله الامنع الاقدس شروع و خود را نقطه بای بسم الله میداند و نقطه اولی مینامد ،  به هم رساند و اگر تواند در ظل ملک واحد اول(خود باب) درآورده(همه را به باب دهد ) و الا در ظهور من یظهره الله به امر او به حروف حی او عطا کرده شود که این موهبه ایست من عندالله (باب) از برای واحد اول در آن ظهور باشد تا مستدلین از سرّ توحید محتجب نمانند .

او باز هم بدنبال افزایش ثروت و قدرت خود است و بار دیگر حکمی دیگر صادر میکند و در باب سادس عشر از واحد ثامن میگوید : فیما کتب علی نفس من کل ما یتملک من مأته مثقال ذهب من بهاء کل شئی تسعة عشر و واحدة لله ان کانت الشمس طالعة فلیفوض الیه لیقسمن بین حروف الواحد کل واحد مثقال اذا شاء والامر بیده لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون و ان کانت الشمس محتجبة و یکون للحروف الواحد ذریهة یوصلن الیهم و الا بصرف فیما یقرنان بین نفسین و ان کان یصرف العبد لولده او بنته و مثقال النار یحفظ لمن یظهره الله او بصرف فی البیان و یتلو بنفسه و یحفظنه کعینیه لیزون الی صاحبه.

بعد از آنکه شئی به بهای صد مثقال طلا رسید بر مالک اوست که نوزده مثقال به تعداد حروف واحد (ابجد واحد 19 میباشد) و یک مثقال برای اوست از آنچه خورشید  بر آن میتابد ، اگر در  روز ظهور شجره حقیقت بود اطاعت امر خداوند نماید و اگر لیل طالع شد بذریات آن را می‏رسانند به هر کس که مدعی شد  و اگر نباشد به آن مقترن می‏سازند بین دو نفس  (باب و بهاء) را و مثقال (مخصوص) نار را حفظ می‏نمایند تا به من یظهره الله رد و در نزد ظهور او منقطع می‏گردد حکم اقتران و عطاء بذریات الا باذن اونیست ثمره آنکه اگر در آنروز حکمی فرماید به مثل اینکه آنروز اطاعت می‏کنند بر کل است که اطاعت نمایند .

او مثل زنان علاقه وافری به طلا و نقره و سنگهای زینتی داشته و باز در جای دیگر برای رسیدن به طلای پیروانش چنین فرمان میدهد و در باب سابع عشر از واحد ثامن میگوید :ان الفضه و الذهب اذا بلغا بما انتم توزنون سته الف و خمس مثقال فاذا خمس و تسعین مثقالا للنقطه و لیاخذن الله عنکم و کل عنه یسئلون و لترونه الی من یظهره الله و تحفظنه کمینکم.

بدانکه بعد از آنکه عدد ذهب و فضه به حقیمت آن شصت و پنج هزار  شد باید  که  نود و پنج مثقال از هر یک لله برداشته شود و در ظهور نقطه چه در اولی (باب) و چه در اخری(منی ظهره الله)  به اذن او عمل شود و در بینهما به نوزده نفر از اولو الطاعه(حروف حی) که اذن دهد بر هر یکی عدد هاء (5 مثقال)  قسمت شود .

بنابر این میبینیم که باب به پیروان خود دستور میدهد که از تمام اموال خود بهترین را در مراحل مختلف برای او جدا نموده و به او تحویل نمایند و در روزی که او نبود این اموال را به جانشین او که من یظهره الله باشد و در سال عدد مستغاث(2001سال بعد از باب) یا به عدد غیاث(1500سال بعد از باب) ظهور خواهد کرد ،  تحویل دهند .

پیروان علیمحمد باب در این اوامر دو دسته هستند ، گروهی که خود را پیرو بیان میدانند و معتقدند هنوز من یظهر ظهور نکرده به کسی چیزی نمیدهند ، اما در مقابل اینها گروهی که بعد از باب به من یظهر بودن بهاء الله ایمان می آورند  اموال و اشیای مرغوب خود را از هر نوعی بود باید به بهاء تسلیم کنند .

 

 

پی نوشت :

1. سوره مبارکه انبیاء آیه107.

2.سوره مبارکه شوری آیه 23.

3.خاطرات انحطاط و سقوط فضل الله مهتدی صبحی ص 154





طبقه بندی: بهاییت و استعمار،  تاریخ بهاییت،  معرفی بهاییت،  اعتقادات،  تعالیم و آموزه های بهاییت، 
برچسب ها: بهاییت، بابیت، علیمحمد باب، حسینعلی نوری، پیامبر دزدان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 مهر 1392 توسط antibahai