بهاییت

استعمار برای مقابله با ادیان آسمانی بخصوص با پیشرفت و نفوذ اسلام در دنیا به فکر ساخت و ایجاد مسلک های شبه معنوی و شبه دینی افتاد تا بدینوسیله بتواند با تغییر و تحریف ادیان الهی و کتاب های آسمانی جلوی پیشرفت دین و نفوذ در فطرت پاک انسانی را بگیرد

مهمترین این فرقه ها و مسلک ها که در دین مسیحیت فرقه های شیطانپرستی و مسیحیت صهیونسیتی و در دین یهود با ایجاد شاخه های مختلف یهود و شیطانپرستی کابالایی و در دین اسلام با ایجاد فرقه های دراویش و تصوف غیر دینی و غیر شرعی و وهابیت و بهاییت برای مقابله با ادیان الهی ایجاد نمود

برای پیشبرد اهداف استعماری و شیطانی خود در راه تکثیر این فرقه ها نیز استعمار با تمام قوا به میدان آمده و از تمام ابزار ها برای تبلیغ این فرقه ها استفاده میکند و از شیوه های گوناگونی برای هدف خود بهره میبرد

برای شناخت یک فرقه و گروه بهترین راه این است که تفکرات و عملکرد مبلغین و مروجان آن فرقه را مورد بررسی قرار دهیم که خود درباره آنچه تبلیغ میکنند چه فکری میکنند و نظر آنها که مستقیما تحت نظر روسای فرقه کنترل و انشاء میشود بهترین راه دست یابی به ماهیت این فرقه هاست

ادیان توحیدی و الهی با در دست داشتن ملاک حقانیت یک تفکر و داشتن اطلاعات کافی که بوسیله پیامبران و جانشینان آنها برای هدایت بشر تلاش کرده اند بهترین وسله محک زدن ادعای درستی و نادرستی یک فرقه را به پیروان خود داده اند تا بتوانند ادعای مسلک سازان  و فریب ظاهر آنها را نخورند

برای نمونه آنچه امروزه در فرقه دراویش و صوفیه مرسوم است که بعنوان یک قانون تشکیلاتی هم شناخته شده است و بر هر فرد واجب است آن را به رییس فرقه بپردازد مسئله عشره است که باید فرد یک دهم اموال خود را به قطب یا رییس فرقه بدهدکه این بدعت و اختراع برای مقابله در برابر مسئله خمس در اسلام که به صراحت در قرآن و کلام اهل بیت علیهم السلام مطرح شده است به شمار میرود و این بدعت اقطاب فرقه صوفیه و دراویش به هیچ وجه مطابق احکام دین مبین اسلام و مدهب حقه تشیع( که صوفیان خود را از شاخه های تشیع میشمارند ) نمیباشد [1]

پس بنابر عقلانیت و نگاه دقیق متوجه میشویم بهترین راه برای تشخیص ادعای پوچ و باطل این فرقه ها و مسلک های دروغین آشنایی با اعتقادات ادیان الهی و زندگانی پیشوایان و رهبران این ادیان آسمانی میباشد و با استعانت از این آموزه های دینی میتوان جلوی شیطنت های این فرقه های ضاله و غیر دینی را گرفت و با شناخت از آنها گول شعارهای به ظاهر زیبا و بی محتوا و تشکیلات شبه مذهبی این فرقه ها را گرفت

فرقه هایی همچون صوفیه و دراویش و شیخیه و وهابیت و اسماعیلیه و بایت و ازلیه و بهاییت و احمد الحسن الیمانی و قادیانی و... که همه دست ساز استعمار برای گمراهی بشر میباشد و هرکدام به مناسبتی برای تامین خواسته ها و مقاصد شوم دنیای استعمار در جوامع توحیدی ساخته و پرداخته شده است تا با فریب و اغفال مردم نا مطلع و بدون آگاهی برای به انحراف کشیدن افراد و جوامع انسانی هر کدام ماموریتی جداگانه دارند

علیمحمد باب جوان شیرازی که توسط استعمار  شناسایی و پرورش یافت در نتیجه تفکرات و اختراع و بدعت شیخ احمد احسایی و شاگردش سید کاظم رشتی تحت عنوان رکن رابع یا انسان کامل به جایی رسید که از ادعای دروغ بابیت حضرت صاحب (عج) به انکار و تکذیب امام زمان علیه السلام و در پی آن ادعای مهدویت و سپس پیامبری و نبوت و در پی آن ادعای الوهیت و خدایی نماید و در پایان در دادگاه وقتی مرگ را در انتظار خود میبیند ادعای اشتباه و هیچیت و پوچیت نماید و چنان ذلیلانه کشته شود چنان که نوشته اند بدنش در خندق تبریز خوراک سگان و کفتارها شد [2]

در ادامه این فتنه که توسط استعمار روس و انگلیس هدایت میشد یحیی صبح ازل مدیریت این فرقه را به دست گرفت اما اندکی بعد توسط برادر مکار و مزور خود حسینعلی نوری که پادو و خبرچین ولگرد سفارت روسیه تزاری بود کنار رفت تا میرزا حسینعلی با توطئه و برنامه ای جدید برنامه ریزی شده توسط استعمار به غربال و جداسازی بابیان فرقه دیگری را با نام بهاییت بوجود بیاورد و با ادعای شبیه به علیمحمد باب مدعی رسالت و نبوت و سپس الوهیت شود

آنچه برای ما در این مقاله مهم هست اینکه خواننده با خواندن این سطور به این نتیجه برسد که این افرادی که مزخرفات و چرندیات این فرقه ها را پذیرفته و کمر به همت تبلیغ و اشاعه آن گماشته اند چه کسانی هستند افرادی که نام مبلغ و مروج در این فرقه ظاله بهایی را بر خود نهادند عده ای سودجو بودند که میخواستند از جامعه شهوات و امیال خود را ارضاء کنند و همه را بنده شهوات حیوانی خود کنند [3]

بعضی از این افراد همراهی و بودن در کنار علیمحمد باب و حسینعلی نوری را به مثابه چراگاه و مرتعی برای عیش و نوش های خود و ارضای امیال شهوانی و شیطانی خود میدیند و پیروان این فرقه ها را به مثابه گوسفندانی رام و مطیع آماده بهره برداری در جهت مقاصد خود میدیدند

گروهی دیگر از این افراد که بابی نبودند اما به جهت فتنه و غوغایی که به پا کرده بود زمینه را مهیا و فراهم برای بهره برداری و پیشرفت خود میبینند و با حسینعلی نوری همراه میشوند

برخی از افراد هم محققان و جستجوگرانی بودند که برای تحقیق با بهاییان رفت آمد پیدا کرده و نتوانستند در مقابل استدلالات و تزویر های حسینعلی نوری مقابله و ایستادگی کنند و بر خلاف میل ادعاهای این فرقه را به طاهر قبول کردند ولی باطنا بهایی نشده بودند افرادی مثل مرحوم عبدالحسین آیتی معروف به آواره که توانستند با دست یافتن به اطلاعات فراوان درون این فرقه ظاله و در نهایت جدایی و انتشار این اسناد و دیده های خود از بهاییت و سران آن میراثی گرانبها برای مقابله و ضدیت با  فرقه ضاله بهاییت را پدید آورند

گروه دیگری از این افراد کسانی بودند که به اعتراف و اقرار مورخین بهایی چکیده و خلاصه بهاییت بوده و به لحاظ اجداد خود از بهاییان ثابت قدم و از نظر آگاهی بر احکام و اعتقادات بهایی دارای اطلاعات کاملی بودند و تربیت شده مستقیم توسط خود بهاء الله بودند و به همین جهت مورد توجه ویژه قرار گرفتند و جزو مبلغین ارشد بهایی محسوب میشدند مانند فضل الله مهتدی صبحی که کاتب آثار و محرم بهاء الله بود ولی به نور هدایت دست یافت و با نوشتن کتابهایی از سرگزشت این فرقه ضاله مهلک ترین ضربات را بر پیکر این فرقه دست ساز وارد کردند

 

 

پی نوشت :

 
1.برای آشنایی بیشتر به کتاب در کوی صوفیان مراجعه کنید
2.الکواکب الدریه جلد یکم ص 233 و 249
3.خاطرات سقوط و انحطاط فضل الله مهتدی صبحی ص




طبقه بندی: بهاییت و استعمار،  تاریخ بهاییت،  ایران و بهاییت،  معرفی بهاییت،  روشهای تبلیغ در بهاییت،  تشکیلات در بهاییت، 
برچسب ها: بهاییت، بهاء الله، سازمان تبلیغات، تشکیلات بهایی، مهتدی صبحی، آواره، عبدالحسین آیتی، یهود، مسحیت، اسلام، شیطان پرستی، شهوترانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 شهریور 1392 توسط antibahai