خدای بهائیت خدائی است كه در عین بی نیازی و صمدیت نیازمند است آنهم به بنده ای كه خود سراپا احتیاج و نیازمندی است
بهاء الله مدعی الوهیت
خدای بهائیت خدائی است كه در عین بی نیازی و صمدیت (۱ ) نیازمند است آنهم به بنده ای كه خود سراپا احتیاج و نیازمندی است  این جمله که  بهاءاللّه در کتاب ایقان راجع به ملا حسین بشرویه ای مینویسد
توجه کنید   :

از آن جمله جناب ملّا حسین است که محلّ اشراق شمس ظهور شدند.  لَو لاهُ مَا استَوَی اللّهُ عَلی عَرشِ رَحمانِیَّتِهِ و ما استَقَرَّ علی کُرسِیِّ صَمَدانِیَّتِهِ.(۲ )
اگر بشرویه ای نبود  خدا بر عرش رحمانیت جای نمی گرفت و بر کرسی بی نیازی قرار نمی یافت
می دانیم که صمد به معنی بی نیاز مطلق است این چه خدائی است که برای نیل به بی نیازی نیازمند بنده نیازمند خود ملا حسین بشرویه ای است ؟

ـ آیا سخنان بها شطحیات(۳) است ؟
پس از آنکه خود  و رهبران بعدی و مبلغانشان متوجه رسوائی های حاصل از این دعاوی شدند   کوشیدند آن اقوال سخیف را باشطحیات صادره از برخی از صوفیه مقایسه کرده و به سادگی از کنار آن بگذرند در صورتیکه شطحیات به هیچ وجه مورد قبول فقها و علما نیست 

و به فرض اگر شطحیات  عرفا مورد قبول هم باشد باز چیزی را عوض نمی كند زیرا :
اولا :ً ناشی از دست یابی افراد کم ظرفیت به مقامات بلند عرفانی است که قادر به کتمان دیده ها و دانسته های خود نیستند  
ثانیا : در تمام كتب مقدسه موجود هیچگاه جملاتی نظیر اینها از سوی انبیاء و اولیا دیده و شنیده نشده است ضمن آن كه عبارتها و کلمات بهاءالله با ادبیات و اصطلاحات رایج در لسان عرفا ومتصوفه متفاوت است
ثالثاً : از كجا میتوان فهمید كه  جملات بهاءالله ،جمله ای مانند اناربكم الاعلی فرعون است یاشطحی صوفیانه است
رابعاً : تصریح عباس افندی، نیز‏ راه هرگونه توجیه کلمات بهاء را سد کرده است:
ای مقبل الی الله و منقطع الی الله مقام مظاهر قبل نبوت کبری بود و مقام حضرت اعلی الوهیت شهودی و مقام جمال اقدس احدیت ذات هویت وجودی و مقام این عبد عبودیت محضه صرفه بحته و هیچ تأویل و تفسیری ندارد(۴)
... چه که این ظهور اعظم نفس ظهور الله است نه به عنوان تجلی و مجلی و نور این نیز قدم را اشرافی و غروبی نیست(۵)

او بهاءالله را عیناً خدا فرض کرده و به بهائیان دستور میدهد که به اثبات وحدانیت او بپردازند :
ثانی فریضه اثبات وحدانیت جمال غیب الهی و مظهریت کامله ربانیه حضرت نقطه اولی و عبودیت محضه صرفه ذاتیه کینونیه باطنه حقیقی صریحه عبدالبهاء بدون شائبه ذکری دون آن(۶).

اما آنچه در پایان به عنوان حسن ختام این مطلب عرض میکنیم از کتاب مبین از نوشته های جناب بهاءالله خدمتتان معروض میداریم تا پی به چهره واقعی این مدعی الوهیت و خدایی پی ببرید

ادعای خدائی میرزا بهاء

در پیش به ادعاهای خدائی میرزا بهاء را از كتاب های بهاییان ذكر نمودیم اكنون به دو مورد دیگری كه در كتاب مبین یا (سوره هیكل) ادعای خدائی كرده می پردازیم:

۱ - در كتاب مبین صفحه ۸۰ سطر ۱۲ «خطاب به ملكه لندن ویكتوریا می كند»:

یا ایتها الملكة فی لندن اسمعی ندا ربك مالك البریه من سدرة البهیه انه» اله الا انا العزیز الحكیم ضعی ما علی الارض ثم زینی راس الملك با كلیل ذكر ربك الجلیل انه قداتی فی العالم بمجده الاعظم و كل ما ذكر فی الانجیل

یعنی ای ملكه كه در لندن هستی بشنو ندای پروردگارت را كه مالك جهان است از سدره الهی این كه نیست خدائی جز من خدای عزیز حكیم بگذار آنچه را كه داری بر زمین پس آن گه زینت ده تاج را با كلیل ذكر پروردگارت كه جلیل القدر است، به درستی كه آن خدا آمد در جهان با مجد اعظم و هر آنچه در انجیل ذكره شده

و نیز در همان كتاب در صفحه ۱۹۱ سطر (۵) می گوید: لیس ضری سجنی و بلائی و ما یرد علی من طغاة عبادی

یعنی نیست ضرر من (یعنی اهمیتی ندارد) زندانی شدن من و بلائی كه بر من می رسد و آنچه را كه وارد می شود بر من از بندگان ستمكارم

 

.........................................

 

پی نوشت :

۱.صمد در لغت بی نیاز مطلق را گویند .
۲.ایقان ص۱۴۸ بند۲۴۸
۳.شطحیات عبارتی است که ظاهری کفرآلود دارد امّا در واقع حاکی از فنای فی الله در فرد عارف است.
۴.نصرالله رستگار، تاریخ صدرالصدور، ص۲۰۷
۵.همان، ص۲۶
۶.مکاتیب، ج۱، ص ، ص۵۰۴

 





طبقه بندی: تاریخ بهاییت،  معرفی بهاییت،  تشکیلات در بهاییت،  تعالیم و آموزه های بهاییت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 توسط antibahai