میرزا بهاء حسینعلی نوری کتاب اقدس را بعنوان بالاترین و مقدس ترین کتاب بهائیان تالیف کرد تا راهنمای آنان باشد و بهائیان را از ظلمت به طرف نور بکشاند، اما این کتاب که حسینعلی نوری آن را بالاتر از قرآن می داند، دارای اغلاط عدیده ای است که به گوشه ای از آن می پردازیم.

جناب میرزا بهاء در کتاب اقدس صفحه ی (28 س11) می گوید: قد حضرت لدی العرش عرائض شتی من الذین آمنوا و سئلوا فیها الله رب ما یری و ما لایری رب العالمین لذا نزلنا اللوح و زیناه بطراز الامر لعل الناس باحکام ربهم یعملون و کذلک سئلنا من قبل فی سنین متوالیات و امسکنا القلم حکمة من لدنا الی ان حضرت کتب من انفس معدودات فی تلک الایام لذا اجبناهم بالحق بما یحیی به القلوب یا معشر العلماء لاتزنوا کتاب الله بما عندکم من القواعد و العلوم انه لقسطاس الحق بین الحق قد یوزن ما عند الامم بهذا القسطاس الاعظم و انه بنفسه لو انتم تعلمون- عریضه های مختلفی به عرش ( پیشگاه جناب میرزا که عرش خدای میرزا است) رسیده و مومنین از خدای جهانیان پرسیده اند که (کتاب احکام و قوانین و دستوراتی نوشته شود) اینست که این کتاب را نوشته و آنرا به سبک امر و حکم زینت دادیم تا مردم به احکام پروردگار خود عمل کنند، و در سالهای گذشته نیز از ما این سوال را کرده اند و ما روی صلاح و حکمت اقدام به آن نکرده بودیم تا اینکه نامه هائی از جمعی در همین روزها رسید و ما مسئلت آنان را اجابت کرده و کتابی نوشتیم که موجب حیات قلوب است، و علماء نباید مطالب و الفاظ این کتاب را با قواعد و موازین علمی که آموخته اند بسنجند بلکه قواعد علمی را می باید با کلمات این کتاب میزان کنند و این کتاب را با خود آن میزان کنند.
جناب میرزا در این جملات معجزه آسا واقعا اعجاز کرده و انصافا داد سخنوری را به پایان رسانیده است.
1- قد حضرت- حضور نامه بر خلاف استعمال فصحاء است.
2- عرائض شتی- به معنی عرئض پراکنده شده و متشتت است نه به معنی مختلف که مقصود میرزا است.
3- لدی العرش- لابد از باب قلب المومن عرش الرحمن است، ولی در این صورت هم حضور عریضه لدی القلب بی معنی است.
4- سئلوا فیها الله- مسئول عنه ذکر نشده است.
5- فیها الله- عریضه متوجه به عرش است و خطاب و سوال از خدا و این در قسمت با هم جور نیستند، در صورتیکه مومنین با عرش طرف هستند نه با خداوند و اگر منظور از عرش تخت میرزا باشد پس خدا هم خود او خواهد بود.
6- رب مایری... الخ- این اوصاف در این مقام کاملا بی وجه و بی جهت و بر خلاف بلاغت کلام است.
7- بطراز الامر- اطلاق کلمه امر به اوامر و احکام و قوانین الهی بر خلاف استعمال فصحاء است.
8- لعل الناس... الخ- نزول لوح وسیله و سبب تعلم مردم ویاد گرفتن است نه وسیله عمل کردن.
9- و کذلک سئلنا ...الخ- این جمله لازم بود قبل از قسمت سابق باشد.
10- حکمة- خوب بود که آن حکمة را بیان می نمود، زیرا تاخیر بیان احکام بعد از بعثت و رسالت هیچ گونه وجهی نداشته و کاملا بی وجه و بی معنی است.
11- الی ان حضرت- قسمت سابق را تکرار می کند.
12- اجیناهم بالحق- تقیید به حق کاملا بی مورد است، مگر مردم متوقع بودند که بر خلاف حق جواب داده شود.
13- لاتزنوا...الخ- مگر قواعد و علومی که پیش علما و دانشمندان است برخلاف خرد و عقل است تا میزان بودن و اعتبار آنها از بین برود.
14- و انه بنفسه- ما هم روی این قاعده اغلاط لفظی و معنوی کلمات میرزا را تشخیص می دهیم.
آری اگر در قسمتی از کلمات میرزا قواعد لفظی و عقلی متداوله مراعات شده است، لازم است در همه جا رعایت بشود. و اگر قواعد معموله رعایت نمی شود، باید در تمام موارد همینطور باشد، و این اختلاف و ناموزون بودن، خود علامت بطلان و  مجعولیت است و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.
این بود جهت تالیف کتاب اقدس.
ضمنا متوجه باشید که بهترین تالیف و بالاترین نوشته ی میرزا بهاء همین کتاب است، و میرزا این کتاب را در مقابل قرآن مجید و در مقام تحدی و اعجاز مخالفین ( به یاری دیگران) نوشته است.
و به عقیده ی بهائیان این کتاب بر همه ی کتب آسمانی و صحف انبیای گذشته تفوق و برتری دارد.
و قوانین و احکام مسلک بهائیت در این کتاب مندرج بوده و خود میرزا در الواح بعد اقدس (ص 213 س7) می گوید: ینبغی لکل اسم آمن بالله ان یعمل بما امر به فی الکتاب الاقدس الذی نزل من لدی الحق علام الغیوب- لازم است بر هر کسی که ایمان به خدا می آورد اینکه عمل کند به آنچه که در کتاب اقدس ماموریت به آن پیدا کرده است و این کتاب نازل شده است از جانب خداوند علام غیوب.





برچسب ها: گوشه ای از اغلاط کتاب اقدس، بهائیت، محاکمه و بررسی باب و بهاء،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 توسط رهرو حق