تبلیغات
چرا بهائی نیستم - خدا اعدام شد ... !
عاقبت مدعیان دروغین


علیمحمد باب در اواخر سال 1264 زمزمه‏ ی بابیت امام زمان علیه السلام و سپس مهدویت آغاز کرد و سپس با نوشتن کتاب بیان به نسخ احکام شریعت اسلام پرداخت و خویشتن را پیامبر خواند و سرانجام در آخرین نوشته ‏اش به نام «لوح هیکل الدین*» مقام الوهیت را مدعی شد و در آخرین روزها قبل از واصل شدن به درک ، به هیچ بودن و پوچیت اقرار کرد .


به سبب عدم ارتباط بابیان با وی (در قلعه چهریق) تا هنگام مرگش نیز ادعاهای بعدی او کمتر به گوش مریدان رسیده بود 

زیرا بی‏ تردید اگر آن مطالب به گوش آن‏ها می‏رسید، جنگ ها زودتر پایان می‏یافت و میرزا علی محمد نیز کشته نمی‏شد. چون نبردهای داخلی به اوج شدت خود رسید، دولت وقت به ریاست میرزا تقی خان امیرکبیر، چاره را در ریشه کن کردن باب دید. [1]  

باب همراه با یکی از مریدانش در روز بیست و هشتم شعبان سال 1266 ه.ق در تبریز تیر باران شد.

 به نوشته‏ ی کنت دو گوبینوی فرانسوی در فصل دهم کتاب مذاهب و فلسفه در آسیای مرکزی و به شهادت مورخین مسلمان، جسد او در خندق بیرون شهر تبریز خوراک درندگان و سگان شد . [2]

 



[*] لوح هیکل الدین ص 5

[1] الکواکب الدریه جلد یکم ص 233 و 249.

[2] الکواکب الدریه جلد یکم ص 233 و 249.


بهاء بی بها





طبقه بندی: معرفی بهاییت،  تاریخ بهاییت،  تعالیم و آموزه های بهاییت، 
برچسب ها: علیمحمد باب، باب، اعدام، بهاء بی بها، بهاییت، مدعیان دروغین، حضرت رب اعلی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1391 توسط antibahai